ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
117
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
رسيدند . به امير يحيى گفتند كه بعضى از مردم اين سه نفر را نزد مقدم بن خليفه ديدهاند . اتفاقا امير ابو الفتوح بن تميم ، برادر يحيى بن تميم ، هم در آن ساعت با كسان خود ، سراپا مسلح ، به قصر آمده و خواسته بودند وارد قصر شوند ولى از دخول آنان ممانعت كرده بودند . لذا به امير يحيى ثابت شد كه اين پيشامد زير سر دو نفر مذكور است . بنابر اين ، مقدم بن خليفه را احضار كرد . و چون مقدم برادر خود را كشته بود . او را در اختيار برادرزادگانش قرار داد و امر كرد كه قصاص خون پدر خود را از او بگيرند . امير يحيى ، سپس ، امير ابو الفتوح و همسرش بلاره ، دختر قاسم بن تميم ، را كه دختر عمويش بود ، از مهديه تبعيد كرد و آن دو را به - كاخ « زياد » كه بين مهديه و سفاقس [ ( 1 ) ] واقع شده بود فرستاد . اين دو نفر در آن جا بودند تا سال 509 هجرى كه امير يحيى از دنيا رفت و پسرش امير على به فرمانروائى نشست . و ابو الفتوح و زنش بلاره را از راه دريا به مصر فرستاد .
--> [ ( 1 ) ] - سفاقس يا سفاكس ( به كسر قاف يا كاف ) شهر و دريا بندرى داراى شصت و پنجهزار نفر جمعيت در شرق تونس - شمال افريقا - بر ساحل شمالى خليج قابس . شهرى مستحكم است و اطرافش را ويلاها و باغها فرا گرفته . سه - بخش اروپائى ، عرب و فرانسوى دارد . صادراتش زيتون ، فسفات و اسفنج است . درختان زيتونش مشهورند . بقايائى از دوره روميان دارد . مسجد جامع آن از سال 275 هجرى قمرى است . در قرن دوازدهم ميلادى در تصرف سيسيليها و در قرن شانزدهم ميلادى مدت كوتاهى در دست اسپانيائيها بود . از وقايع اصلى فتوحات فرانسه در تونس بمباران سال 1881 ميلادى اين شهر بود . ( دائرة المعارف فارسى )